سلام..
آقا اصلاً کی به تو می گه آرزو کنی، مگه من به تو نمی گم آرزو نکن! عجبا!!
یه دوره زمونی به اونا می گفتن که دعا کنید، نذر کنید، قفل کتابی ببندید به ضریح تا سپاهی ها به حق مادرشون، فاطمه زهرا پدر جد صدام رو در بیارن. امروز اینجوریا نیست حاجی که شما باشی..
به ما می گن شما نسل چارمی، مدرنی، الی، بلی، جینبلی از این حرفا نزنیا بچه جون اوفِّ، دستت می سوزه ها، به گربه سیاهه می گم بیاد جیزت کنه هااا!!
خلاصه ی کلوم اینه که حق آرزو کردن نداری اگه کردی من می دونم و تو..صبر کن یه پیامک اصلاح شده برام اومد" غصنفر شب عروسیش غذا گیرش نمی آد قهر می کنه می ره"(بر هر کی که پیامک اصلاح شده بی مزه می فرسته لعنت!!)..داشتم می گفتم حق آرزو و دعا و قفل بستن چه از نوع کتابی چه از نوع دیجیتالی رو ندارید. امروز شما باید زیر ابرو رو بردارید شماهای اونیکی باید میکربی فشن بزنید، اینا نشونه ی نسل چارمی ها هس، اصلاً اگه یه بار دیگه دیدم ریش گذاشتی و این بند و بساتا خودت می دونیا اصلاً مگه به ریشه، به ریشه اس!!
خُب حالا که قبول کردی مقداری سواری بده...!
پ.ن:
1. فقل کتابی یه نوع قفل خفنی که موقع مدرسه ما بچه مدرسه ایی ها چسب توش می ریختیم تا وقتی مدیر بیاد نتونه در رو باز کنه و اون روز با یکی دو ساعتی تاخیر شروع می شد و حالی به حولی..
2. این متن نامه ایی بود از طرف اوشون..!



